جمال الدين محمد الخوانساري
216
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
برادرى كنند با تو واز برادرى ايشان بهرهبردارى واگر قبول نكنى رم كنند از تو ودورى كنند واز ايشان بهرهء بتو نرسد ، وهرگاه بمردم بگشاده روئى برخورى هركه از ايشان كينهء ترا داشته باشد كينه أو بميرد وزايل شود وبا تو صاف گردد . 2421 ازهد في الدّنيا واعزف عنها وايّاك ان ينزل بك الموت وقلبك متعلّق بشئ منها فتهلك . بي رغبت باش در دنيا وبگرد از آن يا ناخوش دار آن را وبپرهيز از اين كه فرود آيد بتو مرگ ودل تو آويخته ووابسته باشد بچيزى از دنيا پس هلاك گردى يعنى گرفتار عذاب گردى در آخرت اگر حرام باشد آن وباعث پستى مرتبهء تو گردد اگر حلال باشد . 2422 ارحم من دونك يرحمك من فوقك وقس سهوه بسهوك ومعصيته لك بمعصيتك لربّك وفقره إلى رحمتك بفقرك إلى رحمة ربّك . رحم كن كسى را كه پستتر از تو باشد تا رحم كند ترا كسى كه بالاتر از تو باشد وقياس كن سهو أو را بسهو خود ونافرمانى أو را از براي تو بنافرمانى تو مر پروردگار خود را وحاجت أو را بسوى رحمت تو بحاجت تو بسوى رحمت پروردگار تو . 2423 اشكر من أنعم عليك وأنعم على من شكرك فانّه لا زوال للنّعمة إذا شكرت ولا بقاء لها إذا كفرت . شكر كن كسى را كه انعام كند بر تو وانعام كن بر كسى كه شكر كرده باشد ترا ، پس بدرستى كه نيست زوالى از براي نعمت هرگاه شكر كرده شود ، ونيست بقائى مر آن را هر گاه كفران آن شود وشكر آن بجا نيايد ، ظاهر اين است كه اين دليل